X
تبلیغات
رایتل

 

ارد بزرگ ، دعا برای بهبودی حکیم ارد بزرگ ، ارد بزرگ بیمار شده است،  ارد بزرگ در بستر بیماری، مریض شدن حکیم ارد بزرگ

"بزرگ شیروان" در بستر بیماریست

و مرد افتاده بود
یکی آواز داد: دلاور برخیز!
و مرد هم چنان افتاده بود دوتن آواز دادند: دلاور برخیز!
و مرد هم چنان افتاده بود
ده ها تن و صدها تن خروش برآوردند: دلاور برخیز!
و مرد هم چنان افتاده بود
هزاران تن خروش برآوردند: دلاور برخیز!
و مرد هم چنان افتاده بود
تمامی آن سرزمینیان گردآمده ، اشک ریزان خروش برآوردند
دلاور برخیزو مرد به پای برخاست!
نخستین کس را بوسه ای داد
و گام در راه نهاد...*

 بزرگ شیروان, حکیم ارد بزرگ, افتخار جهانی شیروان در بستر بیماری, ارد بزرگ, بزرگترین فیلسوف جهان

طبق خبرهای رسیده حکیم ارد بزرگ از 23 اسفند 1393 به مرور دچار ضعف جسمانی شده و در نهایت از 20 فروردین ماه 1394 حال حکیم بزرگ رو به وخامت نهاده و هم اکنون تحت نظر پزشک قرار گرفته اند .

از شهر ما استاد باقری مسئول دفتر تهران نماینده محبوب شهرمان دکتر عزیزی به عیادت حکیم رفته اند .

ارد بزرگ بیمار شده است،  ارد بزرگ در بستر بیماری، مریض شدن حکیم ارد بزرگ

 

منبع خبر :

http://didar-ba-hakim.blogsky.com/1394/01/25/post-303/

*  گابریل گارسیا مارکز-به ترجمه احمد شاملو
شعر روی عکس : شعر رحیم صارمی که ترانه ی شد بر زبان احمد ظاهر و  در 1377 از سوی احمدشاه مسعود برای حکیم ارد بزرگ فرستاده شد . متن شعر :
تو به یک دشت پر از گل
تو به یک شهر طلایی
تو به یک دست پر از مهر
تو به یک عاطفه میمانی
تو به یک شام دل انگیز
تو به یک روز خجسته
تو به یک کوچه ی پر حرف
تو به یک عاطفه میمانی
تو به یک دست پر از عشق
تو به یک چشم پر از مهر
تو به یک نور زرافشان
تو به یک عاطفه میمانی

+ برای دریافت آهنگ اینجا کلیک کنید

http://s4.picofile.com/file/8183005142/great_orod_501.jpg

 

 


برچسب‌ها: بزرگ شیروان, حکیم ارد بزرگ, افتخار جهانی شیروان در بستر بیماری, ارد بزرگ, بزرگترین فیلسوف جهان





نظرات این مطلب



سه شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴ ۱۵:۳۶
ماهک جان
اشکهام سرازیر شد

پاسخ: ...


سه شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴ ۲۱:۰
سلام به همه همشهریهای عزیزم
بیایید همه با هم دعا کنم که افتخار شهرمان هر چه زودتر سلامتی خودشان را بازیابند . ما آدمها از پولاد نیستیم و هر لحظه امکان داره درد و بیماری به سراغمان بیاید باید در سختی ها کنار هم باشیم . متاسفانه شماره تماس حکیم خاموش بود دوستان هر کدام از وضعیت حکیم اطلاع یافتید ما را در جریان قرار بدهید تا اگر کمکی از دستمان بر آید برای بهبود آن بزرگ انجام دهیم .


بجنوردی
چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۴ ۰:۳۹
فردا نیت کردم برای سلامتی حکیم بزرگ استانمان روزه بگیرم و از خدای بزرگ می خواهم حکیم و فیلسوف عزیزمان را شفا عنایت فرماید .


جمعی از دانشجویان شیروانی
چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۴ ۲:۴۷
با سلام و درود
ما طرفداران دکتر محمد حسن پیرزاده دعا می کنیم تا بزرگترین فیلسوف ایران و افتخار گرانقدر شهرمان شیروان در کوتاهترین زمان تندرستی خود را دوباره بدست آورده و همچنان در خدمت میهن اسلامیمان باشند .
الهی آمین


چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۴ ۶:۹
از صمیم دل آرزو می کنم بزرگ شهرمان انشاالله هرچه زودتر لباس عافیت به تن کنند ؛ هرچند می دانم که زندگی برای کسی که می فهمدد در سرزمینی که کسی برای خرد و حکمت ارزشی قائل نیست زجرآور و مُهلک است .


چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۴ ۱۳:۳۰
با آقا سهیل کاملا موافقم زنده بودن برای آدمی که میفهمه تو این مملکت خودش جهنمه . یادتونه یه مطلبی پر از عکس شیران شیروان زده بود در لینک زیر:
http://shirane-shirvan.blogfa.com/post/32
منم پایینش نوشتم :


((((( سارا آشوری
شنبه ۶ دی ۱۳۹۳
گاهی خیلی دوست دارم کاری کنم اما می بینم کاری از دستم بر نمیاد کاشکی می تونستم کاری کنم اما افسوس که ضعیفم و برای همین خودخوری می کنم امروز در آدرس زیر :
http://kolbearezo.mihanblog.com/post/104
مطلبی دیدم درباره حکیم بزرگ شیروان که دلمو لرزوند :
(کسانی که او را از نزدیک دیده اند می گویند : حکیم انسانی ساده زیست ، فوق العاده دانا ، آرام و کم حرف است ، برعکس تصور همگانی ، زندگی بسیار ساده دارد او در یک آپارتمان 40 متری محقر و کوچک به همراه دخترش غزاله ، در غرب کرج (میانجاده) زندگی می کند بیشتر فضای آپارتمان حکیم را کتاب فرا گرفته )
سئوالی که ذهنمو گرفت این بود که مگر غیر از اینه که حکیم ارد بزرگ افتخار تاریخ شیروان است مگر غیر از اینکه بزرگترین فیلسوف حال حاضر جهان و ایرانه ، مگر غیر از اینکه اندیشه هاش مورد استفاده نسل امروز ماست پس چطور ایشان در یک خونه محقر و کوچک 40 متری زندگی می کنند ؟
وقتی توی تاریخ می خونیم که حکیم فردوسی به خاطر وضع مالی بد چه شرایط هولناکی رو پشت سر گذاشت و آخرش هم وقتی بهش کمک شد که فوت کرده بود مو به تنم راست میشه . ما همان مردمیم هیچ فرقی نکردیم و حکیممان هم مثل فردوسی باید بسوزه و بسازه . ایران یه سانتیمتر هم رشد نکرده و همه اش حرف چرت و پرته که ما به فلان جاها و پیشرفتها رسیده ایم . این وضع بزرگترین فیلسوف ایرانه ما دیگه جای خود داریم میگن درس بخون درس بخون این عاقبت درس خوندن تو مملکت ماست .)))))



دیدین من درست می گفتم ؟!
دیدید ما همان مردم عصر فردوسی هستیم !!!؟
دیدید ما حتی یه سانتیمتر رشد هم نکرده ایم ؟!!!
زبونم لال ، زبونم لال ، اگر الان حکیم کاریش بشه بین مشهد و کرج و شیروان برای محل دفن حکیم بگو مگو میشه !!!


سمانه زمانیان
چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۴ ۱۷:۲۷
کاش حکیم ارد بزرگ زودتر خوب بشه من خیلی ناراحت هستم
کاش میشد من پرستار بزرگ شهرمون بشم .
مهربونی کنم تا حالشون زودتر خوب خوب بشه


محمدزاده
چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۴ ۱۹:۳۶
ماهک خانم و دیگر همشهریان محترم سلام مرا نیز پذیرا باشید
این روزها همه باید با هم همدل باشیم دست به دعا برداریم و برای بزرگ شیروان دعا کنیم
دوستان اینکه فلان مسئول به حکیم توجه کرده و یا نکرده را رها کنید چون اگر هم کسی الان بخواهد به حکیم کمک کند این کمک به کار حکیم نمیاد
چون وقتی بدن یک آدم مستهلک و نابود شد دیگه پول به چه دردی می خوره مگه سکه های طلای محمود غزنویی به کار حکیم فردوسی بزرگ اومد ؟

پس بیایید هم نفس با هم برای سلامتی محبوبترین شخصیت تاریخ شهرمان دعا کنیم خدایا تن حکیم ما رو خودت از شر درد و بیماری دور کن . آمیییین


پنجشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۴ ۱۶:۳۳
امروز توی وایبر یکی از دوستام که می دونه من عاشق حکیم ارد بزرگ هستم همین عکس شمع کنار عکس حکیم رو برام فرستاد وقتی در اینترنت چک کردم دیدم قضیه حقیقت داره ، ماهک جون اومدم بهت خبر بدم که می بینم خبرش رو منتشر کردی و نظرات همشهریات هم که اینجا هست .
من توی 3 گروه وایبری عضوم . برای همه گروه ها این عکس رو فرستادم .
امیدوارم حال حکیم هر چه زودتر خوب بشه و نگرانی ما هم تموم بشه .


پنجشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۴ ۱۸:۴۹
جرم است که من
به سلامتی تو
سر کشیده ام تمام
درد های دنیا را ؟؟؟؟

بزرگ شیروان
سلامتی تو آرزوی همه آزادگان است
آرزوی همه دردمندانی است که با سخنانت نفس می کشند
برخیز
برخیز
برخیز


یک خواننده شیروانی
جمعه ۲۸ فروردین ۱۳۹۴ ۱:۴۱
دو ساعت پیش یک اس ام اس دریافت کردم با این مضمون که (( حکیم ارد بزرگ در 24 فروردین ماه فوت کرده اند فقط مرگ حکیم بنا به دلایلی که هنوز هم مشخص نیست رسانه ایی نشده است ))
قلبم میگه حکیم زنده است اما حالا سئوال من از شما اینه که از کجا می دونید حکیم زنده است ؟
از کجا می دونید الان در بیمارستان است ؟
به نظرم حکیم اگر الان زنده بود و بر روی تخت بیمارستان بود حتما مقامات شهر از مردم می خواستند برای سلامتی حکیم دعا کنند و یا بیانیه می دادند مگر همین انجمن فرهیختگان خبر راه اندازیش رو شما نزدید اگر حکیم زنده بود اینها پیام می دادند . اینکه همه سکوت کردن به معنای اینکه کار از کار گذشته . امیدوارم استدلالم اشتباه باشه اما وقتی تکه های پازل اتفاقات اخیر رو کنار هم میزاریم به نکته شومی میرسیم که امیدوارم اشتباه باشه


جمعه ۲۸ فروردین ۱۳۹۴ ۴:۹
چرا شگون بد می زنید (خطاب به نظر بالا)
در ضمن حکیم بزرگ نیاز به مراسم دعا و بیانیه ، اونهم از طرف مسئولین شهر نداره ، چون قلب میلیونها ایرانی پشت سرشه .








از شیران شیروان به خاطر به روز نگهداشتن این مسئله تشکر می کنیم


جمعه ۲۸ فروردین ۱۳۹۴ ۱۵:۱
هرگز خم بر ابروی تو مباد
بزرگ شیروان
پناه همه ما جوانانی
پناه نسلی نا امید و تنها


شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۴ ۴:۲۷
سلام ماهک جان
در نزدیکی کلاردشت که محل زندگی ما است یه دریاچه بسیار زیبا است در منطقه تخت سلیمان یه اسم دریاچه ولشت ، که من و پدرم بارها اونجا رفتیم خیلی زیباست که بعدا درباره اش بیشتر برایت خواهم نوشت .
دیشب خواب می دیدم کنار دریاچه آرام قدم می زدم که شنیدم یکی صدام می کنه صدا از طرفه دریاچه بود دو سه متر داخل آب یه ماهی طلایی خوشگل که بالهای بلند و زیبایی داشت و برق می زد و لباش هم سرخ بود می گفت آزاده نمیایی مهمونی ؟
گفتم مهمونی ؟ برای چی ؟ کجا بیام مهمونی ؟
ماهی نزدیک اومد لب خشکی ساحل ، گفت ما مهمونی داریم
خیلی ها می آیند از همه جا
پرسیدم برای چی ؟ مگه عروسی دارین ؟ که قراره اینهمه آدم بیان !؟
گفت نه عروسی نیست اما ما همه شادیم آخه مهمون مهمی داریم .
گفتم من که نمی تونم بیام زیر آب و روم رو برگردوندم و اومدم ازش دور بشم که دیدم ماهی از آب پرید بیرون ، یهو دیدم پا داره دقت که کردم دیدم وای دست هم داره ... توی خواب داشتم سکته می کردم به من که ماهی طلایی رسید دیدم یه دختر هم سن و سال خودمه با این تفاوت که پوستش طلایی بود . دستم رو گرفت گفت حالا کجا می ری . گفتم من می خوام برم خونمون ، می خوام برم پیش پدر و مادرم . دختر طلایی گفت نه ، نباید بری ببین من کارت برات آوردم دیدم توی دستش یه کارت مثل کارت عروسیه ، بازش که کردم توش هیچی نبود .
به اون ماهی طلایی گفتم این که سفیده ، گفت آره می دونم و یهو دستم رو کشید به طرف دریاچه .
من قبل از اینکه فرصت جیغ کشیدن داشته باشم رفته بودم زیر آب . اولش مقاومت می کردم اما کم کم حس کردم می تونم زیر آب نفس بکشم با خودم می گفتم پس چرا میگن آدم زیر آب خفه میشه ؟ من که خفه نشدم !
ته دریاچه یه غار نورانی بود که ماهی طلایی منو داخلش برد . اونجا صدها دختر طلایی دقیقا شکل همینی که منو کشیده بود تو دریاچه حضور داشتند .


شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۴ ۴:۵۰
ادامه نظر قبلی :

همه جا نورانی بود و برق می زد انگار یه شهر زیبا زیر آب بود داخل غار دیگه نشونی از آب نبود همه دخترا مشغول کار بودن تمیز کاری می کردن عده ایی از اونها شعر دسته جمعی می خوندن و عالم عجیبی بود یکی از اونها اومد دم گوشم گفت دنبال من بیا .
منم رفتم دنبالش رسیدیم به اتاق ، منو برد داخلش ، تاریک بود یهو برق که روشن شد دیدم حداقل 20 تا ماهی طلایی بدون دست اونجا هست که همشون گریه می کردن و با چشای پر اشک به من می گفتن ما رو کمک کن ، خواهش می کنیم ما رو کمک کن . منم گریه افتادم و با هق هق می گفتم آخه چه جوری ؟ من که دکتر نیستم .
اونا می گفتن تو فقط دست بکش روی شونه های ما همه چیز درست میشه منم شروع کردم به دست کشیدن روی شونه های دخترهای طلایی . تا دست می کشیدم می دیدم دستا و انگشتاشون در میاد گفتم چرا اینطوری شدین ؟ میگفتن آخه همه مثل تو جودشون نمیان زیر آب ، بعضیا با چاقوهاشون دستای ما رو می برن تا ما نیاریمشون زیر آب .
خندم گرفت گفتم خوب چرا اصلا میارینشون زیر آب
اونها هم می گفتن آخه ما دوست داریم همه مثل ما از زندگیشون لذت ببرند گفتم خوب به چه قیمتی ؟ به قیمت این که دستاتون رو از دست بدین ، یکیشون گفت آخه حکیم ارد بزرگ به ما یاد داده هر چی داریم رو تقسیم کنیم مهربون باشیم بخشنده باشیم . گفتم من حکیم رو می شناسم . من هم جملاتشون رو دوست دارم . دختر طلایی گفت پس چرا طلایی نیستی ؟ هان ؟ لازم نیست دروغ بگی ، ما فهمیدیم تو آدم خوبی هستی . توی خواب شرمنده شدم سرم رو انداختم پایین و از دخترای طلایی دور شدم به در غار که رسیدم خودم رو آماده شیرجه به داخل آب کردم کف دستام رو که گذاشتم روی هم ، دیدم دستام طلایی شده پاهام رو نگاه کردم دیدم طلاییه . اینگار همه دنیا رو به من داده بودن از شادی جیغ می کشیدم و به طرف دخترای دیگه دویدم و فریاد می زدم منم طلایی شدم منم طلایی شدم همه دور منو گرفته بودن و از شادی جیغ می زدند که از خواب پریدم بعد از بیداری هم چند بار آرام زیر لب می گفتم منم طلایی شدم . کاش هیچوقت از اون خواب قشنگ بیدار نمی شدم . آخه فضای خیلی زیبایی داشت امیدوارم بازم اون غار کف دریاچه رو ببینم .

به نظرتون تعبیر خواب من چیه ؟
خیلی دوست دارم بدونم


بجنوردی
شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۴ ۱۱:۱۷
با حرف های خانم آشوری موافقم و البته این نکته را هم اضافه کنم که باید در سطح مدیریت کلان کشور به مشاهیر بزرگی همانند حکیم توجه بشود.
درست است که الان دیگر دوایر مختلف دولتی کارهای سلاطین را می کنند اما هنوز هم سله دادن به بزرگان ، مخصوص دولتمردان برجسته کشور است . ما در اینجا هم که کشوری حرف نمی زنیم در سطح استان هستیم و در استان هم چنین سلاطینی وجود ندارند . پس عملا کاری از دست ما بر نمی آید قبلا هم پیشنهاد کمپین برای کمک به حکیم بزرگ استانمان را دادم که کسانی مخالفت کردند حالا به همان مخالفین بگویید اگر آن زمان که حکیم سالم بودند ما کمک می کردیم شاید هیچوقت به اینجا نمی رسیدیم متاسفانه بعضی از گوش ها حاضر به شنیدن بعضی از حقایق نیست . متاسفانه


محمدی
شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۴ ۱۲:۴۶
سلام امیدوارم بزرگ شیروان هر چه زودتر خوب شوند همه ما باید کمک کنیم تا حکیم حالشون بهتر بشه

ماهک خانم ، مراسم دیدار با حکیم ارد بزرگ در تهران دی ماه یادت میاد ؟ چقدر سر و صدا کردی همه اش عکس های آنجا بود چرا حالا اینقدر بی سر و صدا هم اش را برداشتی ؟!

چرا لینک سایت نماینده که از اون دیدار نوشته بود رو برداشتی ؟ چرا نگفتی سایت نماینده همون صفحه رو حذف کرده ؟!

چرا لینک سایت فرهیختگان شیروان رو برداشتی؟
مگه یه پست کامل درباره معرفی اون سایت نزدی ؟ مگه کلی از هیئت موسس آن تعریف و تمجید نکردی ؟
چرا نمی گی اسم حکیم ارد بزرگ از روی سایت فرهیختگان ! برداشتند ؟

ماهک خانم !
چرا مدام تعریف می کنی از این اون
چرا بلد نیستی انتقاد کنی ؟
چرا نمی گی : در خانه ای که بزرگی کوچک شود هیچ کوچکی بزرگ نخواهد شد.

اینجا شیروانه
خودتم می دونی که دوستی ها در این شهر به آنی بنده و کسی تا منافعش اقتضا نکنه دوستی نمی کنه

فکر می کنم شما خیلی از عباس کاظمی خوشتون نمیاد ! اما به نظرم ایشون برای نمایندگی شیروان خیلی مناسبه

به نظرم وقتش رسیده که شیران شیروان و همه علاقمندان به حکیم فرزانه به خودشون بیان . قبول کنید که اشتباه کردید و الان وقتشه که مسیر درست رو انتخاب کنید .

امیدوارم حال حکیم فرهیخته شهرمان هم هر چه زودتر خوب شود . الهی آمین


منوچهر نبی زاده
شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۴ ۱۴:۱۴
سلام به همه دوستان
ضمن ارزوی سلامتی برای حکیم برزگ و همه دوستان
اقای محمدی عزیز سایت فرهیختگان اگر شما بیشتر دقت می کردید بروی آن قید شده بود آزمایشی و در حال حاضر در دست طراحی و هیت موسس در سال جدید چند جلسه داشتند و شما حتی مصاجبه مطبوعاتی ان را خواهید دید و انشاا... سایت هم مجدد احیا می شود لطفا اگر اطلاع ندارید بپرسید بعد هرطور صلاح دونستید قضاوت کنید


سمانه زمانیان
شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۴ ۱۹:۴۵
ماهک جون خبر تازه ایی از حال حکیم بزرگ نداری ؟
خیلی نگرانم
خواهش می کنم خبر بده


سمانه زمانیان
شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۴ ۱۹:۴۹
آزاده جون
کاش خوابت رو من می دیدم
منم اگر بودم هیچوقت برنمی گشتم به روی آب
واقعا آدمهای مهربون بیشتر دستاشون قطع می شه
خیلی ها مهربونی ما رو احساس نمی کنن
اینکه دستت رو روی شونه هاشون میزاشتی هم فکر کنم یعنی همدلی و همراهی
شاید حکیم ما هم دستاش قطع شده از خوبی ها و مهربونی های زیادی که کرده
و حالا ما هستیم که باید دست روی شونه هاش بزاریم و باهاش همصدایی کنیم تا حالش خوب بشه


یکشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۴ ۲۰:۱۲
شانزده سالم بود که با اسم حکیم ارد بزرگ آشنا شدم فهمیدم شیروانی هستند . البته علاقه من به حکیم بزرگ به خاطر همشهری بودن با ایشان نبود من عاشق اندیشه های بدیع و بی نظیر ایشان شده بودم . سخنان حکیم بر دلم می نشست و این شد که شروع کردم در موردشون و افکارشون تحقیق بیشتری کردم و به جرات می تونم بگم اولین شیروانی بودم که در موردشون در انجمن های مختلف مطلب می زدم و از این بابت خوشحال بودم . خیلی سخت بود چون من راهنمایی در زمینه آی تی نداشتم سعی کردم وبلاگ ها و انجمن های اینترنتی رو بیشتر بشناسم و با کارکردشون آشنا بشوم .
1383 در سیستم انجمن دهی "ایران و کره" یه انجمن جدید باز کردم به نام حکیم ارد بزرگ ، و در آن جملات و زندگینامه حکیم ارد بزرگ را قرار دادم استقبال از انجمن بسیار بود اما متاسفانه سایت انجمن دهی ایران و کره بعد از یک سال منحل شد و به خاطر این مسئله انجمن حکیم ارد بزرگ هم که زیر مجموعه آن بود خود به خود پاک شد . بعد در سیستم سایت انجمن دهی "ایران فارم" یک انجمن دیگه با عنوان "حکیم ارد بزرگ بزرگترین فیلسوف تاریخ" ایجاد کردم که متاسفانه بعد از یکسال آنهم به سرنوشت انجمن قبلیم پیوست .
خیلی غصه خوردم
اما این مهم نبود .
مهم این بود که انجمن هایی که راه اندازی شده بود سخنان حکیم را عمومی کرده بود و هزاران هزار بازدید کننده آنها باعث ترویج هر چه بیشتر سخنان حکیم شده بود . 1386 به انجمن تاجیکستان پیوستم که در آنجا ایرانی ها و تاجیک ها و نویسندگانی از افغانستان درباره حکیم ارد بزرگ و افکارش می نوشتند .
انجمن تاجیکستان هم دوامی نیاورد و متاسفانه به خاطر رشد سریع انجمن ها و ترویج کدهای جدید خود به خود ، قابلیتش را از دست داد و آنهم حذف شد از سال 82 وبلاگ هم داشتم که به موازات انجمن ها حضور داشت آن موقع هنوز بلاگفا بوجود نیامده بود و بلاگ اسکای و پرشین بلاگ وجود داشتند .
اما من وبلاگم از سیستم وبلاگ دهی ا نیوز دات نت بود که ساپورت کننده اش استرالیا بود آنهم در اواسط سال 1385 منحل شد و دو وبلاگ من در اون سیستم پاک شد .
این مواردی که تا اینجا رخ داده بود سالها قبل از شروع به کار سایت شیران شیروان (سال ایجاد شیران شیروان 87 است) بود پس خواهشا اینقدر نگویید شیران شیروان حکیم را به شیروان معرفی نمود ! چون این اشتباه است .


یکشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۴ ۲۲:۰
به مرور با همشهریهای دیگری مثل آقای گلیانی در سال 1384 و خانم ستارزاده در سال 1385 آشنا شدم البته یک نفر دیگر هم بود که به من خیلی کمک و تشویقم کرد آنهم آقای امیر همدانی بودند که در شهر کراچی پاکستان زندگی می کردند و هر موقع کمک می خواستم راهنماییم می کردند .
ایشان هم یک سایت داشت با موضوع سخنان بزرگان ، در "بلاگ می" که سرورش فکر کنم پاکستانی بود سال 86 آنهم پاک شد . آقای همدانی چند مجموعه سخنان از حکیم ارد بزرگ منتشر کرده بود هم ایشان هم خانم فرزانه شیدا شاعر گرانقدر که برگزیده ایی از سخنان حکیم ارد بزرگ را منتشر کرده بودند من از منابع آنها خیلی استفاده کردم .
گاهی می شنیدم فلان شبکه رادیویی و یا ماهواره ایی سخنان حکیم رو برای مخاطبینشون ارایه کرده اند و یا روزنامه و مجله ایی حاوی سخنان حکیم می دیدم خوشحال می شدم حس می کردم وظیفه خودم را به عنوان یک انسان شرافتمند به درستی انجام داده ام . چون بازتاب حرفهای ارزشمند و خوب ، خودش یک وظیفه انسانی است . بهترین سالهای جوانی من در پای سیستم و به عشق یک اندیشه و یک آرمان گذشت . خوشحالم که خودمو با بهترین اندیشه همراه کردم از این که مثل همسن و سالهام که جوانیشون رو به خیابانگردی و غیبت گذراندن ، نگذشت . یه روز شیروان رو سرچ کردم دیدم وبلاگ تازه ایی به نام شیران شیروان باز شده سال 87 اومدم دیدم 14 پست منتشر کرده بخش نظراتش رو چک کردم در یکی از پست ها دیدم یک نفر گفته باید به بزرگانی مثل ارد بزرگ که شیروانی هستند افتخار کرد .
بعدها وقتی اسم حکیم را سرچ می کردم می دیدم شیران شیروان در کنار چند نفر دیگر ، اسم حکیم را هم می آورد . برام جالب بود و البته فهمیدم ایشان هنوز پی به وسعت داستان حکیم و عاشقانش نبرده است . خانم ستارزاده هم وبلاگ شیروان زیبا در بلاگفا را ایجاد کرد که به هفته نکشیده ، بلاگفا وبلاگش رو بدون هیچ دلیلی حذف کرد ! مدتی دیپرس شد و بعدش به بلاگ اسپوت مهاجرت کرد و هنوزم که هنوزه همان وبلاگ رو داره .
آقای گلیانی هم دو انجمن راه انداخت که من عضو هر دوی آنها شدم یکیش کلا پاک شد و یکیش هم تا به امروز 5 یا 6 بار مسدود شده و هر بار با یه نام تازه ایی باز شده که هنوزم هست و می بینید .


یکشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۴ ۲۲:۱۳
همان موقع ها مدتی در انجمن نیک صالحی مطلب گذاشتم انجمن خوبی بود اما کاربرانش محدود بودند یک دوست خوب در آنجا داشتم به نام رویا که اونهم مثل من از عاشقان حکیم بزرگ بود و در پنج یا شش انجمن تایپیک با نام سخنان ارد بزرگ ایجاد کرده بود و یه جورایی گویا با من کورس هم گذاشته بود باید قبول کنم که اون برنده بود شاید سرعت اینترنتش خیلی بیشتر از من بود چون در نیک صالحی وقتی آمار پست های من به 450 رسیده بود آمار ارسال های او از مرز 3500 تا گذشته بود و این برای من شگفت آور بود . کم کم تب شیران شیروان و کاربرانش بالا گرفت آنها می گفتند چرا در شیروان یک خیابان به نام حکیم ارد بزرگ نیست ! البته الان هم نیست اما شورای شهر چند نفر از آدمهای نه چندان سرشناس را انتخاب کرد و یک نامگذاریی صورت گرفت و در نهایت یک زخم عمیق شد بین شیروانی هایی که در اینترنت به سرعت در حال زیاد شدن بودند و شورای شهر .
آخرش هم مثل اینکه یک نفر از همشهری ها به دیدار حکیم رفته بود پیام آورد که حکیم شیروان را دوست دارد اما تمایلی ندارند در شیروان کسی به خاطر ایشان دچار زحمت شود .
این خبر باعث شد بسیاری از وبلاگ نویسی دست بکشند و آب سردی بود بر انتظارات ما از شورای شهر و نماینده مجلس در آن دوره .
خود من یکسال سکوت کردم خیلی سرخورده شده بودم با خودم می گفتم چرا نباید در شیروان یک کوچه به نام بزرگترین افتخار تاریخ آن نباشد ؟
با خودم می گفتم چرا همه دنیا اسم حکیم ارد بزرگ هست اما در شیروان نیست ؟
اولش برام خیلی سخت بود اما کم کم با خودم گفتم خوب شیروان که دنیا نیست تازه شیروان که همیشه دست یه عده باقی نمی مونه و از اون مهمتر نسل من در راه کسب اقتدار بیشتر برای اداره شهر است پس ما مسیر خودمون رو پیش میریم تا روزی که ما بشویم مسئولین شیروان . آنوقت است که نام بزرگترین خیابان شهرمان را می گذاریم حکیم ارد بزرگ و این افتخار هم نصیب خودمان خواهد شد .
با این فکر بود که دوباره برگشتم به جهان مجازی
و دیگر هم برایم مهم نیست چه کسی در شورای شهر است چه کسی نماینده است و چه کسی مسئول است . شدم همان اکرم 16 ساله با همان احساس زیبا و لطیف .
این حس رو نمی خوام با هیچ چیزی عوض کنم .


یکشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۴ ۲۲:۱۵
خبر بیمار شدن حکیم ارد بزرگ بدترین خبر زندگی منه .
از 24 فروردین 1394 که مطلع شدم یه جورایی زندگیم به هم ریخته نمی تونم فکرم رو متمرکز کنم با خودم میگم : خدای من چقدر زود دیر شد !
ما هیچوقت نتونستیم حکیم بزرگمون رو از نزدیک ببینیم.
نتونستیم برایش کاری کنیم.
همیشه توی آرزوهام روزی رو تجسم می کردم که در شیروان یک کاخ سفید و رویایی ایجاد کنیم و از حکیم بخواهیم بیاید شیروان و فقط برای ما جوانان شیروان صحبت کند و ما از پندهاشون استفاده کنیم و شیروانی مدرن و زیبا بسازیم .
اما الان حکیم در شهر کرج بیمار هستند یه عده میگن حکیم دیگر در این جهان نیست و ...
و من و دوستام و هیچکدام از ما مردم شیروان هیچکاری نتونستیم برای بزرگترین افتخار تاریخ شهرمان بکنیم . به نظرتون این دردآور نیست ؟ این ناراحت کننده نیست ؟
هست
هست
دوستان خوبم.
از این به بعد کاخ آرزوهای ما چی میشه ؟
میشه آرامگاه ؟!
اینه که میگم ما نسل سوخته هستیم ، پر و بالمون رو سوزندن و هنوز هم مدعی هستند .
اگر حکیم بزرگ حالشون خوب نشه دیگه دوست ندارم در ایران زندگی کنم. این شهر رو باید سپرد به ...
بگذریم . خواستم حالا که حکیم بزرگمان روی تخت بیماری است ، با شما درد دلی کرده باشم . حس می کنم سبکتر شدم . و با یک جمله حرفمو تموم می کنم : ((بزرگ شیروان همیشه دوستت داشته و خواهیم داشت )) .



دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۴ ۱۲:۳۹
چرا کسی خواب منو تعبیر نمی کنه


دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۴ ۱۲:۴۰
سمانه جون ممنون که تعبیر کردی خیلی جالب گفتی ممنونم ازت


سه شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۰:۴۳
چه خبر خوبی شاد شدم بهترین خبر بود
تشکر بسیار از مهندس نبی زاده ، استاد باقری و شیران شیروان که همواره در کنار حکیم مهربانیها هستند .


ایلیا
سه شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۰:۴۷
خدا را شکر
خیلی نگران شده بودم
امیدوارم حکیم هر چه زودتر بهبودی یابند


سه شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۱:۴۴
من خیلی خوشحالم
امیدوارم مراحل درمان حکیم هم به خوبی پیش برود
باید از استاد باقری و آقای نبی زاده به خاطر این خبر عالی قدردانی کرد


جمعی از دانشجویان شیروانی
سه شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۲:۳۸
با سلام و درود
جای خوشحالی است که حکیم بزرگ سایه شان همچنان بر سر ماست . ما هم امیدواریم حال حکیم هر روز بهتر شود و آماده ایم هر کمکی در هر زمینه ایی که لازم باشد در این راستا انجام دهیم تا حکیم بزرگ هر چه سریعتر بهبودی حاصل نمایند .
از برادرانی که زحمت کشیده اند و این خبر خوشحال کننده را اعلام نموده اند تشکر می کنیم .


سمانه زمانیان
سه شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۸:۴۵
بهترین خبر بود اینکه حکیم زنده هستند به دنیا ارزش داره
باید دعا کرد تا درمان حکیم بدرستی پیش بره

از آقای نبی زاده و آقای باقری متشکریم


منوچهر نبی زاده
سه شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۰:۳۴
عیادت از حکیم ارد بزرگ و پیام ایشان برای شیروانی ها:
http://dr-azizi.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1/661-%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%DA%A9%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%88-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%A7
سپاس


محمدی
چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۵:۴۱
چهار سال فرصت مناسبی بود تا نسبت به خیلی ها شناخت پیدا کنیم ما الان نیاز به یک پتانسیل تازه داریم . نیرویی که دارای شناخت مناسبی از مشکلات شهرمان باشد . دوستان همشهری به نظر بالایی من دقت لازم را بنمایید .


صادق
چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۲:۲۶
اقای محمدی لطفا این سایت بگذارید راهی که انتخاب کرده را ادامه بده که مورد استقبال قرارگرفته شما ودوستانتان در شورای شهر هم چندسال که خوب خودتان به مردم معرفی کردید. نیازی نیست بیش از این معرفی نماید .


dourvesh
جمعه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۸:۱
ماهک خانم این عکس اولی که دست های یک مادر فکر کنم مقابل عکس حکیم و شمع در حال دعاست چه عکس تاثیرگذاری امیدواریم خداوند همه مریض ها از جمله حکیم بزرگ را شفا بده انشاا...



پاسخ: آمین
آره با شما هم عقیده ام


یکی از قدیمیا
شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۲:۴۵
سلام خانم غلامی این دلنوشته ها تون رو خوندم بغض گلومو گرفت یادش بخیر دوره نوجونی با اینترنت دایل آپ می امدم اینترنت دلخوشیم صفحه شیران شیروان بود تا میدیدم یک مطلب گذاشته ذوق مرگ میشدم . چقدر خاطرات خوبی بود . با کی ها که نجنگیدیم . خراسان تورکلری رو یادتونه با خاک یکسان کردیم اونها هم تو سایتشون متقابلا جواب میدادن
با شورای شهر با نماینده با همه .
ولی واقعا دمش گرم کسی که شیران شیروان رو زد و باعث همدلی خیلی ها شد .
هیچکس خبری ازش نداره؟ واقعا انتقادهای قشنگی مینوشت .
دورانی بودها اختلاف بین انجمن وشیران شیروان - اختلاف شیران و شیروان شهر - اختلاف انجمن و شیروان شهر-
خیلی اینها رو دنبال میکردم بعضی وقتا فکر میکردم یکی داره همه اینها رو مینویسه
چقدر هم وبلاگ شیران مدیراش عوض شد . اسماش یادم نیست ولی خوب دورانی بود خوب


یکشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۷:۶
تاریخ نشان می دهد که ما ایرانیان هیچوقت قدر زندگان خودمان را ندانسته ایم و مرده پرست بوده ایم بزرگترین افتخار شهرمان بیمار است آنوقت فقط استاد باقری به عیادت ایشان رفته اند و ما عکس آن دیدار را دیده ایم .

مولانا جلال الدین بلخی در دیوان شمس می فرماید :

غرض‌ها تیره دارد دوستی را
غرض‌ها را چرا از دل نرانیم

گهی خوشدل شوی از من که میرم
چرا مرده پرست و خصم جانیم

چو بعد از مرگ خواهی آشتی کرد
همه عمر از غمت در امتحانیم

کنون پندار مردم آشتی کن
که در تسلیم ما چون مردگانیم

چو بر گورم بخواهی بوسه دادن
رخم را بوسه ده کاکنون همانیم


DOURVESH
دوشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۷:۲۸
درود برشما اقای شعبانی


دوشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۸:۷
آنکه همراه است و یاور ، هر نفسش ، بهایی بی انتها دارد . حکیم ارد بزرگ Great Orod

به امید تندرستی هر چه زودتر حکیم مهربانی ها


دوشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۵:۱
خدا را شکر
که حال حکیم رو به بهبودی است
خیلی دعا کردم هم من و هم مادر و پدرم

انشالله قند خون حکیم هر چه زودتر به حالت نرمال در بیاد


دوشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۵:۱۲
راستی ماهک جان میشه درباره همایشی که در شهرتون قراره خرداد برگزار بشه و حکیم بزرگ هم آنجا تشریف میارن توضیحات بیشتری بنویسی ؟
فقط شیروانی ها میان ؟
آیا مردم عادی هم در مراسم هستند ؟
آیا تلویزیون هم این مراسم رو نشون میده تا ما در کلاردشت آن را ببینیم (شبکه سراسری)
اگه میشه شیران شیروان روی این مراسم زوم کنه چون به نظر اتفاق خیلی مهمی میتونه باشه و صد البته من تشنه دیدن عکس های حکیم در این مراسم هستم


نگین ؛ از دخترای سفید بخت مشهدی
دوشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۳:۲۴
با اینکه سایت شما رو به هیچ وجه دوست ندارم چون فیلسوف بزرگ مشهد رو به نفع خودتون مصادره کردین
اما از خواندن این خبر خیلی خوشحال شدم خداوند حکیم بزرگ مشهد را زودتر خوب بفرماید


پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۰:۵۳
نگین خانم
اول بگو ببینم بابات کجایی است تا من بهت بگم کجایی هستی !؟!
پدر و اجداد حکیم همه شیروانی هستند پس شما لطفا حکیم بزرگ شیروان رو سعی نکنین به نام مشهد مصادره کنید


اسماعیل از شیروان
پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۲:۷
ترکیه آنقدر مراسم برای مولانا برگزار کرد که حالا همه دنیا میگن مولوی از ترکیه است
اگر ما از حکیم شهر خودمون یاد نکنیم خوب معلومه که فردا مشهدی ها و کرجی ها میگویند حکیم از آنهاست
در سایت ایران بیست امروز مشاهیر کرج را نوشته بود خود شما ببینید :



مشاهیر شهر کرج
ارسال توسط: شبکه کرج تاریخ ارسال: ۲۹ آبان ۱۳۹۳ دسته بندی: تاریخ، فرهنگ و هنر»اشخاص نظرات: 1 بازدید: 34

حکیم ارد بزرگ، برجسته ترین فیلسوف معاصر با شهرتی جهانی
جلال ذوالفنون، استاد موسیقی
مرحوم روح الله داداشی ، قوی ترین مرد ایران و جهان
ابوبکر کرجی، ریاضی دان و آب شناس
محمد شاه‌بختی، دومین سپهبد ارتش ایران
محسن کازرونی، امام جمعه
مهرانه مهین ترابی، بازیگر
حمید توکلی کرمانی، نویسنده
امیررضا بیگدلی، نویسنده
حمیدرضا شیرمحمدی، روانپزشک
نعیم سعداوی، فوتبالیست
ابراهیم صادقی، فوتبالیست
محمد نصرتی، فوتبالیست
مرحوم آیت‌الله اشتهاردی، مدرس حوزه علمیه قم و از اساتید رهبری
حجت الاسلام مرحوم محمد محمدی اشتهاردی، محقق و نویسنده ۲۰۰ جلد کتاب
علیرضا حیدری ،قهرمان کشتی دنیا
مسلم دارابی، قوی ترین مرد ایران 1391


http://iran20.com/friend/article/showarticle/251366/


بخش نظرات لینک زیر :

http://shirane-shirvan.blogfa.com/post/132



نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد